اگـــر نـمـیـتـوانـیـم مـثـل آدم زنــدگـی کنـیـم 

دسـت کــم بـکـوشـیـم مثـل حـیـوان زنـدگــی نــکـنـیـم .

 ژوزه ساراماگو

*****

"خــوشبختـی تــوپی است کــه وقتـی می غلتـد بـه دنبـالش می دویـم

 و وقتــی تــوقف می کنـد بــه آن لگــد می زنیــم."

 شـاتـو بـریـان

******

"انسان آزاد آفریده شد ولی همه جا در بردگی به سر می برد." 

ژاک ژاک روسو

*******

"گـــاو هـم کـه بـاشـی ، در صــورتـی کـه در مــوقـعـیـت مـنـاسـب قـــرار بـگـیـری ،

 کـسـانــی هــسـتـنـد کــه تـو را بـپـرسـتـنـد!"

 بـــرتراند راســل

*******

"بزرگتـــرین اشتباه زندگیـــــم آنجـــا بود که فکر کـــــردم:

 اگر کـــاری با بقـــیه نداشــــته باشــم بقیــه هم کاری با مــــن ندارند!"

 وودی آلن

*******




تاريخ : هفتم اردیبهشت 1393 | 8:38 | نویسنده : فرید پ |

غفلت کرده ای مادر

 پشت این قلب عاشق ، فرزندت آرام آرام جان میسپارد و تو فراموش کردنت را به او نیاموخته بودی !

******

نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمیکند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمیشوند و تو آنگونه ای

 مـــــــــــــــادر …

******

در این روز آهم را بنگر و دریغم را شاهد باش ، هنوز باور ندارم که تو رفته ای ؛

 هنوز دست احساس تو را حس میکنم چون تو زنده ای …‏‏

******





تاريخ : سی و یکم فروردین 1393 | 12:14 | نویسنده : فرید پ |

دنیا خیلی زیبا تر خواهد شد اگر بیاموزیم


دروغ نگوییم، 

تهمت نزنیم،

 مؤدب باشیم، 

صادق باشیم،

 انتقاد پذیر باشیم،

 دیگران را آزار ندهیم، 

وجدان داشته باشیم، 

از کسی بت نسازیم، 

نظافت را رعایت کنیم، 

از قدرت سوء استفاده نکنیم، 

پشت سر کسی غیبت نکنیم، 

به عقاید همدیگر احترام بگذاریم،

 مسؤلیت اشتباهاتمان را بپذیریم،

 به قومیت و ملیت کسی توهین نکنیم، 

به ناموس دیگران چشم نداشته باشیم 

و در مورد دیگران قضاوت و پیش داوری نکنیم.



تاريخ : بیست و سوم اسفند 1392 | 21:50 | نویسنده : فرید پ |

مادر گمان مبر زخیال تو غافلم

 گر مانده ام خموش خدا داند و دلم

******

مادر اي پرواز نرم قاصدك

 مادر اي معناي عشق شاپرك

 اي تمام ناله هايت بي صدا 

مادر اي زيباترين شعر خدا

******

بگو مادر كه آيا يادي از ما مي كني يا نه؟

 درون خاك تيره، واعزيزا مي كني يا نه؟ 

به هر دردي كه گشتم مبتلا، كردي مداوايش 

بگو مادر، غم بي مادري را هم، مداوا مي كني يا نه؟

*******

مادرم ............

 عکست را نگاه میکنم

 آه که این عکس پیر نمی شود . 

اما پیرم میکند ..................

*******

باران امسال را من به عهده گرفته ام

 آنقدر بغض در گلویم تلنبار شده

 و اشک درون چشمانم در کمین نشسته 

که فکر کنم پر باران ترین زمستان روزگار را من رقم بزنم .


مادرم روحت شاد




تاريخ : هشتم دی 1392 | 9:31 | نویسنده : فرید پ |

مادرم

 در نگاهت خستگي معنا نداشت

 وسعت پاك تو را دريا نداشت

 آه اي جاري تر از خورشيد خوب

 كاشكي هرگز نمي كردي غروب


*******

دست پر مهر مادر ............. 

تنها دستي است كه اگر كوتاه از دنيا هم باشد، باز هم از تمام دستها بلندتر است.


********

مادر، من هرگز بهشت را زير پايت نديدم،

 زير پاي تو آرزوهايي بود كه به خاطر من از آن گذشتي، در آن دنيا حلالم كن. مرا ببخش مادر.


********

مادر اي مظهر دوستي و مهرباني و فداكاري،

 اي عزيز رنج كشيده اي كه تا آخرين لحظه به عزت و احترام عزيزانت مي انديشيدي،

 اي سبز جاوداني و مصداق عيني فداكاري، 

روحت شاد




تاريخ : هفتم دی 1392 | 11:53 | نویسنده : فرید پ |

وقتی کسی به شما نیاز دارد گفتن : " گرفتارم" بسیار آسان است. 

اما وقتی شما به کسی نیاز درید شنیدن: " گرفتارم" بسیار دردناک است!!


هر چقدر هم که ضعيف باشی گاهی اوقات می توانی تکیه گاه باشی




به خاطر سه چیز هیچگاه کسی را مسخره نکنید : 

چهره ، والدین(پدرومادر) و زادگاه چون انسان هیچ حق انتخابی در مورد آنها ندارد.



تاريخ : بیست و یکم مهر 1392 | 15:26 | نویسنده : فرید پ |
آبراهام لینكلن: 

همه كس می توانند بدبختی را تحمل كنند، اگر می خواهید اخلاق كسی را امتحان كنید به او قدرت بدهید.


آنتوان چخوف: 

 انسان همان است كه خود باور می كند.


بتهوون: 

 اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بكوش، زیرا آن شادی كه ما به دیگران میدهیم به دل خود ما برمی گردد.


تولستوی:

 همه می خواهند بشریت را عوض كنند، ولی دریغا كه هیچكس در این اندیشه نیست كه خود را عوض كند.


چاچیت:

 اگر امروز حتی یك كلمه از دیروز بیشتر بدانید، مسلما شخص دیگری هستید. 


خواجه نصیرالدین طوسی: 

با حكیم ستیزگی مكن، با لجوج مباحثه منمای و با اهل تهمت مصاحبه مجوی. 


خوان مانوئل:

 آن فردی كه بی جهت و بی مورد از تو تعریف می كند، خیال گرفتن آن چیزی را كه داری دارد.


سقراط: 

 اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آرند، بهتر از آنكه سخن گویی و خاموشت كنند.





تاريخ : دوازدهم مرداد 1392 | 10:46 | نویسنده : فرید پ |

دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟

 جونور کامل کیه؟ 

واسطه نیار، به عزتت خمارم

 حوصله هیچ کسی رو ندارم

 کفر نمیگم، سوال دارم

 یک تریلی محال دارم 

تازه داره حالیم میشه چکاره ام

 می چرخم و می چرخونم، سیاره ام

 تازه دیدم حرف حسابت منم

 طلای نابت منم 




ادامه مطلب
تاريخ : هجدهم بهمن 1391 | 9:4 | نویسنده : فرید پ |
درد من تنهایی نیست؛

 بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت؛ 

بی عرضگی را صبر 

و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند.


گاندی



دنیا جای خطرناکی برای زندگی است.

 نه به خاطر مردمان شرور،

 بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.


انیشتن


جهان سوم جایی است که 

هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود 

و هر کسی بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.

پروفسور حسابی



تاريخ : نهم بهمن 1391 | 11:13 | نویسنده : فرید پ |
اگر زندگی.......صد دلیل برای گریه کردن به تو نشان داد........


تو........ هزار دلیل برای خندیدن نشان بده.........


چارلی چاپلین



تاريخ : دوم بهمن 1391 | 10:2 | نویسنده : فرید پ |
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا اینکه دروغی آرامم کند .


تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی! یکی دیروز و یکی فردا .


خوبی بادبادک اینه که می دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده ولی بازم تو آسمون می رقصه و می خنده .


با کسی زندگی کن که مجبور نباشی یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی .


انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست؛ بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد .



مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از آن گل ها دوست داشتنی ترند .


تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند .


چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است .


اگر گیاهان صدایی نداشته باشند به معنای آن نیست که دردی ندارند .


حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتون مغرور نشوید چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید .


برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم، احتیاج به جوانی دارم. «ژوبرت»


دوست تو کسی است که هرگاه کلمه «حق» از تو شنید، خشمناک نشود .


یادها فراموش نخواهند شد، حتی به اجبار و دوستی ها ماندنی هستند، حتی با سکوت .



تاريخ : سی ام دی 1391 | 14:48 | نویسنده : فرید پ |
پدر به جنگ رفت.دشمن اسیرش کرد.از او خواستند تغییر مذهب بدهد.بعضی از زندانی ها این کار را 

کردند و عضو ارتش دشمن شدند.بعضی دیگر زیر بار نرفتند و در جا کشته شدند.تاریخ هم همین را می 

گوید.پدر کاری کردکه نه سیخ بسوزد نه کباب.گفت می خواهد در مورد مذهب آن ها بیشتر بداند تا ببیند 

بهتر است دینش راعوضکند یا سرش را برای ایمانش بدهد.فرمانده ی اردوگاه موافقت کرد.چند تا کتاب به 

پدرم داد.از کشیش سربازها خواهش کرد به او درس بدهدو حتی گاهی اوقات برای پیدا کردن پاسخ سوال 

های سخت با او به بحث بنشیند.کشیش گه گاه از پدر می پرسیدفکرهایش را کرده است یا نه.پدر می گفت 

هنوز مطمئن نیست و می خواهد بیشتر مطالعه کند.جنگ تمام شد اما پدر فقط چند روز به خانه آمد.بعد به 

کشور دشمن سابقش برگشت و رفت سر درسش.پدر کتاب های زیادی در باب دین تطبیقی,تاریخ و فلسفه 

نوشت و عضو چندین آکادمی شد.روزی که جایزه ی نوبل را برد,در سخنرانی اش گفت هنوز به نتیجه نرسیده 

کدام مذهب برای طرز تفکرش بهتر است و تناسب بیشتری با آن دارداما به هر ترتیب وقتی پای مذهب به میان 

می آید,آدم نباید عجولانه تصمیم بگیرد.


چند روایت از بازگشت پدر/هوریا گاربه آ/شیدا سالاروند/داستان همشهری /شهریور91



تاريخ : شانزدهم مهر 1391 | 9:10 | نویسنده : فرید پ |
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا
 زندگیمیکنند، چقدر فقیر هستند.
 آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان
 سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:

عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه

 چیزی ازاین سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک

 سگ داریم و آنهاچهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت 

ندارد. 


ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند.



حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد

بندآمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم.




تاريخ : بیست و ششم شهریور 1391 | 8:54 | نویسنده : فرید پ |

دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست.


به جای آنکه جای کسی را بگیرید ، تلاش کنید جای واقعی 


خودتان را پیدا کنید.


چارلی چاپلین



تاريخ : سیزدهم شهریور 1391 | 15:43 | نویسنده : فرید پ |
آل پاچينو:

وقتی بچه بودم،دعا میکردم که خدا به من دوچرخه بده،
بعدفهمیدم که تخصص خدا در دادن چیزهای دیگه س،
بخاطر همین یه دوچرخه دزدیدم و از خدا تقاضا کردم که 
منو ببخشه!!!



تاريخ : چهارم شهریور 1391 | 10:56 | نویسنده : فرید پ |
هرشخص میتواند یک نابغه باشد، اما به یاد داشته باشید اگر شما در مورد 

یک ماهی، بر اساس توانایی اش در بالا رفتن از درخت قضاوت کنید،

او همواره تمام زندگی خود را با این باور که یک احمق است خواهد گذراند.


"آلبرت انیشتین"



تاريخ : یازدهم مرداد 1391 | 14:50 | نویسنده : فرید پ |

دستهایی که کمک میکنند مقدس ترند از لبهایی که دعا میکنند 

(کوروش بزرگ)



تاريخ : هجدهم تیر 1391 | 17:42 | نویسنده : فرید پ |
لبخند بزن! 

بدون انتظار پاسخی از دنیا ،

 بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود

 که به جای پاسخ لبخند ،

 با تمام سازهایت می رقصد.




تاريخ : چهارم تیر 1391 | 14:50 | نویسنده : فرید پ |

شب آرامی بود 

می روم در ایوان،

 تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟

 مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید،

 هدیه اش داد به من 

خواهرم تکه نانی آورد،

 آمد آنجا لب پاشویه نشست

 پدرم دفتر شعری آورد،

 تکيه بر پشتی داد 

شعر زیبایی خواند،

 و مرا برد، به آرامش زیبای یقین :

با خودم می گفتم 

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست 

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

 رود دنیا جاریست

 زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

 وقت رفتن به همان عریانی؛

 که به هنگام ورود آمده ایم

 دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟ 

هیچ!!




ادامه مطلب
تاريخ : یکم تیر 1391 | 9:36 | نویسنده : فرید پ |

مردی مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش

 دهد تا برایش پست شود.

 وقتی از گل فروشـی خارج شد دختری را دید که روی جـدول خیابان نشستـه بود و هق هق گریـه می کرد.

 مرد به نزدیک دختر رفت و از او پرسید: دختر خوب چرا گریه می کنی؟

 دختر در حالی که گریه می کرد گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط 75 سنت

 دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود.

 مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم.

 وقتی از گل فروشی خارج می شدند مرد به دختر گفت: مادرت کجاست؟ می خواهی تو را برسانم؟

 دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد. مرد او را به قبرستان برد

 و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

 مرد دلش گرفت، طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت و دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا

 خودش دسته گل را به مادرش بدهد.



تاريخ : بیست و هفتم خرداد 1391 | 10:45 | نویسنده : فرید پ |
هرگاه دیدی گناهی اونقدر بزرگه که نمی تونی ببخشیش، بدون که اون از کوچکی قلبته نه از بزرگی گناه 

هرگز امید را از کسی سلب نکن، شاید این تنها چیزی است که دارد 

آنچه هستيد شما را بهتر معرفي مي کند تا آنچه مي گوييد. (رالف والدو امرسن) 

خنده بهترين اسلحه جنگ با زندگي است. (آناتول فرانس) 

سکوت بالاترين وسيله تحقير است. (چارلز آگوستين) 

فاتح کسي است که خود را فتح کند. 

همه ی رویاهای ما میتوانند محقق شوند، اگر ما شجاعت دنبال کردن آن ها را داشته باشیم 

باران باش و ببار، نپرس پیاله های خالی از آن کیست! 

به یادتان میاورم که زیباترین منش ادمی محبت اوست. (کوروش بزرگ) 

چنانچه تعداد دشمنانتان بیشتر از دوستانتان است , بدانید مشکل در وجود خود شماست 

ما آمده ایم که زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم, نه به هر قیمتی زندگی کنیم

 آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار ,چه بیشتر مردم زشت کردار و نیکو گفتارند. فیثاغورث


تاريخ : بیست و پنجم خرداد 1391 | 13:16 | نویسنده : فرید پ |
آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود كه همه انسانها برابرند. (مارتین لوتركینگ) 

قطعاً خاك و كود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاك است و نه كود (پونگ)

 عمر آنقدر كوتاه است كه نمیارزد آدم حقیر و كوچك بماند. (دیزرائیلی)


 ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پیموده ایم میتوانیم هدایت كنیم. (اسكات پك)

 آدمی ساخته افكار خویش است فردا همان خواهد شد كه امروز میاندیشیده است. (مترلینگ)

 وقتی با دوستانت دعوا می کنی تازه می فهمی آنها چقدر از اسرارت باخبرند . . .

 عقیده بعضی انسانها بر مبنای عقده اشان شکل می گیرد . . . 

هیچ وقت به گمان اینكه وقت دارید ننشینید زیرا در عمل خواهید دید كه همیشه وقت كم و كوتاه است. (فرانكلین) 

من تنها یك چیز میدانم و آن اینكه هیچ نمیدانم. (سقراط)

 دانستن كافی نیست،باید به دانسته ی خود عمل كنید. (ناپلئون هیل)

 به جای اینكه به تاریكی لعنت بفرستی یك شمع روشن كن. (ضرب المثل چینی)

 بهتر است ثروتمند زندگی كنیم تا اینكه ثروتمند بمیریم. (جانسون)



تاريخ : بیست و چهارم خرداد 1391 | 13:42 | نویسنده : فرید پ |
حرف هائی هست برای نگفتن 

و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هائی است که برای نگفتن دارد!

 و کتاب هائی نیز هست برای نـنوشتن

 و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی 

که باید قلم را بـِکـَنم و دفتر را پاره کنم 

و جلدش را به صاحبش پس دهم 

و خود به کلبه ی بی در و پنجره ای بخزم




تاريخ : هفتم خرداد 1391 | 15:47 | نویسنده : فرید پ |
آنانکه گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار آنند . سانتایانا 

سعادت عادت است آنرا پرورش دهید. آلبرت هوبار

 بهترین چاره غضب ، به تاخیر انداختن آن است. سلیکا 

ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند. سقراط 

خود را بزرگ شمردن نشانه بدبختی است. امرسون بشریت به ظاهر نیست ، به باطن است. تولستوی 

همه خوبند اما نه برای همه کار . مثل اسپانیائی 

مرد بزرگ برخود سخت می گیرد و مردکوچک به دیگران. کنفوسیوس

 محبت را فراموش نکنیدو آن را ناچیز نشمارید. افلاطون 

هرکس مرتکب اشتباهی نشده ، اکتشافی هم نکرده است. گالیله

 پیامد دانایی ، پذیرفتن بار ساماندهی دیگران است . حکیم ارد بزرگ 

تاریخ ، آئینه تمام نمای زندگی بشر است. کانت 

تیجه گیری زود پس از رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است . حکیم ارد بزرگ 

آدم بی مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بی سرمایه است . پاسکال

 اشتباه را تصحیح نکردن خود اشتباه دیگریست. کنفوسیوس



تاريخ : سوم خرداد 1391 | 9:47 | نویسنده : فرید پ |
وقتي کارگزاران انوشیروان ساسانی در حال بنا کردن کاخ کسرا بودند به او اطلاع دادند که برای پیشبرد کار ناچارند برخی از خانه هایی که در نقشه بارگاه ساسانی قرار گرفته اند را نیز به قیمتی مناسب خریداری و سپس ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد، اما در این میان پیرزنی هست که در خانه ای گلی و محقر زندگی می کند و علیرغم آنکه حاضر شده ایم منزلش را به صد برابر قیمت واقعی اش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود.چه باید کرد؟!!انوشیروان گفت : از من نپرسید که چه باید کرد . خودتان بروید و بنا به رسم عدالت و روح جوانمردی با او رفتار کنید...کسانی که از ویرانه های کاخ کسرا (ایوان مداین) بر لب دجله عراق دیدن کرده اند حتما دیوار اصلی کاخ را هم دیده اند که در نقطه ای خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک باز در خطی راست به جلو رفته است...این نقطه از دیوار همان جاییست که خانه پیرزن تنها بود و بنای کاخ را به احترام حقی که داشت کج ساختند تا خانه اش ویران نشود و تا روزی هم که زنده بود همسایه دیوار به دیوار پادشاه ماند.از آن زمان هزاران سال گذشته است اما دیوار کج کاخ کسرا باقی مانده است تا نشانه روح جوانمردی مردم ایران و عدل پادشاهانشان در عهد ساسانی باشددیوار کج کاخ کسرا بر جای مانده است تا یادآور آن پیرزن تنها و نماد روح جوانمردی مردم ایرانی و نشانه عدل و عدالت انوشیروان باشد...




تاريخ : بیست و سوم فروردین 1391 | 12:18 | نویسنده : فرید پ |
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت. 

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.

 پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. 

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. 

به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند..

 پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی

 صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند. 

پسرک گفت : ”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور میکند، هر چه منتظر ایستادم و از

 رانندگان کمک خواستم، کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی

 برای بلند کردنش ندارم برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم.” مرد متاثر شد

 و به فکر فرو رفت.. برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد.. در زندگی چنان

 با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند! خدا در روح

 ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند؛ اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور

 می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند.



تاريخ : هفدهم فروردین 1391 | 14:18 | نویسنده : فرید پ |
دنیا دو روز است :

 یک روز با تو و یک روز علیه تو 

روزی که با توست مغرور مشو 

و روزی که علیه توست مایوس نشو.

 چرا که هر دو پایان پذیرند.


 به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش نگاه ندارد .


 به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد .


 به دلت بیاموز که هر عشقی ارزش پرورش ندارد.




تاريخ : شانزدهم فروردین 1391 | 13:56 | نویسنده : فرید پ |

هیچ کس آنقدر فقیر نیست که نتوانند لبخندی به کسی ببخشد 

و هیچ کس آنقدر ثروتمند ، که به لبخندی نیاز نداشته باشد




تاريخ : پانزدهم فروردین 1391 | 18:29 | نویسنده : فرید پ |
همیشه به یاد داشته باشیم که چهار چیز است که نمی توان آن ها را دوباره بازگرداند

 سنگ ........ پس از رها کردن

 سخن ............ . پس از گفتن 

موقعیت ... پس از پایان یافتن

 و زمان ........ پس از گذشتن



تاريخ : پانزدهم فروردین 1391 | 18:13 | نویسنده : فرید پ |
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. 

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها

یا به قدرت بیکرانت دستانم راتوانا گردان

 یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن. 


اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید


 آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .


 وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید،

 افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکرمی کنند، نه رفتار و عملکرشما.


 سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است،

 نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد.


اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، 

همان نتیجه ای را میگیرید که همیشه میگرفتید.


 افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند،

 بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند. 


پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری باچند نفر .


کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم . 


کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .


 انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .


 همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل درباشد.


 تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است . 


دشوارترین قدم، همان قدم اول است . 


عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .


 آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد . 


وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، 

بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .


 من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، 

من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،

 زیرا شادمانی او شادمانی من است



تاريخ : بیست و یکم اسفند 1390 | 17:7 | نویسنده : فرید پ |